سيد علي اكبر قرشي
35
قاموس قرآن ( فارسي )
و جدا شده درست نيست زيرا انشقاق آنست كه شكافتن و پاره شدن در خود شىء بوجود آيد ، اين احتمال در صورتى درست بود كه اشتقاق گفته شود نه انشقاق . اگر با ذهن خالى و غير مشوب به آيه با در نظر گرفتن * ( « وَإِنْ يَرَوْا آيَةً » ) * بنگريم خواهيم ديد ظهور آن در شكافتن قمر و محسوس بودن آن در نظر مشركين است . در مجمع از ابن عباس نقل شده : مشركان برسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله گفتند : اگر راستگوئى ماه را براى ما دو تكَّه كن فرمود : اگر چنين كنم ايمان مياوريد ؟ گفتند آرى . آنحضرت از خدا خواست تا ماه را دو تكَّه كرد ، حضرت فرياد ميزد يا فلان يا فلان بنگريد . ابن مسعود گفته : در عهد آن حضرت ماه دو شقّه شد آن بزرگوار بما گفت شاهد باشيد شاهد باشيد و نيز گويد بخدائيكه جانم در دست او است كوه حراء را ديدم كه ميان دو تكَّهء ماه بود ( مقصود آن نيست كه ماه به پائين آمده بود بلكه اگر از كنار يا قلَّهء حراء نگاه ميكردند تكَّه هاى ماه را در دو طرف آن در آسمان ميديدند ) جبير بن مطعم نيز نظير آن را گفته ايضا جماعت كثيرى از صحابه حديث انشقاق قمر را نقل كردهاند از جمله ابن مسعود ، انس بن مالك ، حذيفة بن يمان ، ابن عمر ، ابن عباس ، جبير بن مطعم و جماعتى از مفسّران نيز برآنند . فقط عطاء و حسن و بلخى مخالفت كرده و گفتهاند : انشقاق قمر راجع بآينده است . ولى اين درست نيست زيرا مسلمين بر آن اجماع دارند قول مخالف مسموع نيست و شهرت آن در ميان صحابه مانع از قبول قول بخلاف است ( تمام شد ) . نقل اهل سنت نيز چنين است چنان كه با مراجعه بتفاسير و احاديثشان روشن مىشود . ابن كثير در تفسير خويش گفته انشقاق قمر در زمان رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله بود چنان كه در احاديث متواتره با